آدمها را اگر با مدل نیوتنی بنگری، بر روی هم تاثیرات اندکی خواهند داشت به جز همان اثر جاذبه ای! که میدانیم موجب کشش یکی بسوی دیگری می شود. و همیشه ی خدا، آنکه بزرگتر است و قدرت دارد دیگری را بسوی خود می کشاند! اما هر چه هست آدمها مستقل از همند. بسان کره هایی با جرم های متفاوت. یک سری ذرات سرگردان!
اما در مدل غیر ذره ای (موجی) آدمها بسان موجی در مختصات زمان و مکان حاضرند... در یکدیگر تداخل می کنند.. اورلپ های وحشتناک با یکدگر پیدا دارند. رویهم افتادگی بیداد می کند. به سان دو ابر الکترونی که در هم فرو می روند!
این اثر پروانه ای، یعنی باور اینکه آدمهایی که تا بی نهایت امتداد دارند در ملاقات با هم، بسته به میزان نزدیک شدن شان، تداخل می یابند. تاثیر می گذارند بر هم و تاثیرات همیشه خطی هم نیست. چون که ماهیت اش غیر خطی است.. چرا که جهان مان هم غیرخطی است.
به تعبیر انشتین، اثرات جرمی موجب انحنای فضا می شود در اطراف آن یکی. در عالم انسانی این تموج و آشفتگی (به معنای هم مثبت و هم منفی) و تلاطم در آدمی بواسطه حضور کسی دیگر را می شود مدل نمود به همان انحنای فضا در اطراف دیگری!
آدمها بی آنکه بدانند دائما در کار فروفکندن انحناهای جزئی و گاها مهیب، بر دیگری هستند. بعضی ازین رویهم افتادگی و انحناافکنی ها، بسیار شیرین است.
موضوعات مرتبط: فلسفیات


